سقوط آزاد بازارهای آزاد و افول اقتصاد جهانی؛ جوزف استیگلیتز، ترجمه: محمد ناصر شرافت و رسام مشرفی، دانشگاه شهید بهشتی، 441 صفحه، 120000 ریال.
 كتاب «سقوط آزاد بازارهای آزاد و افول اقتصاد جهانی» نوشتة جوزف استیگلیتز استاد اقتصاد دانشگاه کلمبیا است که به بررسی جنبه‌هایی از نظام اقتصادی حاکم بر جهان، در رویارویی با رکود اقتصادی اخیر اختصاص دارد. موضوع اصلی كتاب بررسی بحران كنونی جهان و شرایط فعلی اقتصاد جهان است. این کتاب توسط محمد ناصر شرافت جهرمی و رسام مشرفی در 441 صفحه به فارسی ترجمه شده و انتشارات دانشگاه شهید بهشتی آن را راهی بازار نشر کرده است.
این كتاب دربارۀ نبرد ایده‌ها است. ایده‌هایی كه به سیاست‌های ناموفق منجر شده‌اند و در شكل‌گیری بحران نقش داشته اند و نیز دربارۀ درس‌هایی است كه می‌توانیم از آنها بیاموزیم. سرانجام هر بحرانی پایان می‌یابد اما هیچ بحرانی به ویژه با این شدت بدون اینكه میراثی از خود برجای گذارد سپری نخواهد شد. میراث بحران سال 2008 شامل چشم اندازهای جدیدی در مورد بحث دیرینه نوع سیستم اقتصادی كه بیشترین منفعت را فراهم می‌آورد خواهد بود.
 استیگلیتز در این كتاب باورهای اقتصادی و چگونگی تأثیر آن‌ها بر سیاست‌ها را تشریح می‌کند و جهت تفهیم ارتباط میان بحران به وجود آمده و این باور‌ها، وضعیت پیش آمده را موشکافی می‌کند. بر این اساس، تأثیر لجام گسیختگی نظام پولی و مالی را بیان کرده و به این مسئله می‌پردازد که چگونه نگرشی معیوب، منجر به این بحران شده و شناخت مشکلات را برای تصمیم‌گیران دشوار کرده است.
هر چند دیدگاهی كه استیگلیتز در این كتاب ارائه می‌كند نگاهی از درون و همراه با پذیرش پارادایم غالب این نظام اقتصادی است و به نوعی نگرش كینزی را راه‌ حل مشكل نظام سرمایه‌داری معرفی می‌كند اما از آنجا كه تجربه ملموسی از مشكلات كلی این نظام را نیز ارائه می‌كند برای مدیران و كارشناسان اقتصادی و به ویژه دانشجویان اقتصاد جالب توجه و مفید است. از آنجا كه این انتقادها از زبان استاد اقتصادی در آمریكا بیان شده كه خود برنده جایزه نوبل بوده و مدت‌ها در بانك جهانی در جهت گسترش این نوع مدل اقتصادی در دیگر كشورها تلاش كرده است برای خواننده پذیرفتنی‌تر است.
استیگلیتز فصل اول كتاب را به بررسی اجمالی ماهیت و نحوه شكل‌گیری بحران اقتصادی فعلی جهان اختصاص می‌دهد. نگارنده در این فصل به‌خوبی دلایل و ریشه‌های بحران اقتصادی جهان و نحوه شكل‌گیری آن را توضیح می‌دهد. بررسی شكست بازار، پیش‌بینی بحران اقتصادی و پیامدهای بیرونی بحران از دیگر مطالب این فصل است.
فصل دوم كتاب با عنوان «سقوط آزاد و پیامدهای آن» به بررسی آثار و پیامدهای بحران فعلی جهان می‌پردازد. نگارنده فصل را با بررسی وضعیت بحرانی اقتصاد در سالهای اخیر و تاثیر مبارزات اتخاباتی آمریكا در بهبود اوضاع اقتصادی آغاز می‌كند. نگارنده در ادامه فصل به بررسی چشم انداز آینده اقتصاد می‌پردازد و تاثیر روی كار آمدن اوباما و سیاست‌های اقتصادی او را بیان می‌كند. بررسی سیاست‌های پولی اوباما و راهكارهای او برای بازسازی بانك‌ها و نظام مالی آمریكا از دیگر مطالب این فصل است. اوباما برای اجرای سیاست‌های خود با مشكلات و چالش‌هایی روبه رو بود كه در این بخش از كتاب به بخشی از آنها اشاره شده است.
فصل سوم كتاب با عنوان «یك واكنش اشتباه» به بررسی سیاست محرك اقتصادی اختصاص دارد. نگارنده این فصل را با بیان هفت اصلی كه برای موفقیت برنامه محرك اقتصادی باید رعایت شود آغاز می‌كند. این اصول معیارهای مناسبی در تعیین حجم برنامه‌ تحرك‌زا و چگونگی طراحی آن به دست می‌دهد. اما در پایان برنامه محرك اقتصادی اوباما معلوم شد برنامه فعال‌سازی اقتصادی او فاصلۀ زیادی با این اصول دارد. در ادامه مطالب فصل به برخی از ابعاد این برنامه اقتصادی و اشكالاتی كه در آن وجود داشت اشاره شده است. استیگلیتز  حجم برنامه تحرك‌زا، كمك به ایالت‌ها، حمایت شركتی، سرمایه گذاری و كاهش نرخ‌های مالیاتی را بررسی می‌كند و انتقادات خود را به نحوه اجرای این سایت‌ها بیان می‌كند. حسن ختام این فصل بررسی پیامدهای برنامۀ محرك‌زا دولت اوباما و آیندۀ پیش‌روی آن است.
فصل چهارم كتاب به بررسی وام‌های رهنی می‌پردازد. نگارنده این فصل را با بررسی نحوه وام‌دهی بانك‌ها برای خرید مسكن، بررسی سیستم بانكداری مدرن آمریكا و تاثیر این وام‌ها بر شكل‌گیری بحران اقتصادی آغاز می‌كند. در ادامه انواع وام‌های نوآورانه و معایب آنها بررسی شده است. سپس فرآیند اوراق بهادار كردن دارایی‌ها در سیستم بانكی بیان شده است و در ادامه عملكرد موسسات رتبه‌بندی به بوته نقد گذاشته شده است. به عقیده نویسنده عملكرد نادرست این موسسات باعث شتاب گرفتن سقوط آزاد بازارهای مالی شده است. در خاتمه فصل نویسنده به بررسی مشكل بازپرداخت وام‌های رهنی و راه‌حل‌های برون‌رفت از این مشكل را بررسی می‌كند. برای برطرف شدن مشكل وام‌های رهنی، باید ساختار وام‌ها و نحوه دادن وام و بازپرداخت آن مورد بازبینی و تجدید‌ نظر قرار گیرد. در خلال این مطالب پیشنهادهایی نیز برای برطرف كردن مشكلات این وام‌ها و بحران مسكن بیان شده است.
نویسنده در فصل پنجم بر آن است تا چگونگی ارتباط دو دولت آمریكا با بحران مالی، اقداماتی كه باید انجام می‌دادند و پیامدهای احتمالی آن را شرح دهد. استیگلیتز فصل را با پاسخ به این سوال كه چگونه نظام آمریكا دچار نقصان شد آغاز می‌كند و در ادامه به بررسی اقدامات اولیه دولت آمریكا برای مقابله با بحران مالی و ورشكستگی بانك‌ها می‌پردازد. نگارنده معتقد است این اقدامات دولت بی‌فایده بود و دولت نباید با استفاده از پول مالیات‌دهندگان به بانك‌ها كمك می‌كرد. وی این اقدامات دولت را مورد انتقاد قرار می‌دهد. در خاتمه فصل عملكرد فدرال رزرو در جریان بحران اقتصادی به صورت اجمالی بررسی شده است.
قصل ششم با بیان این نكته كه خودتنظیم بودن بازارهای مالی ادعایی واهی و پوچ بود آغاز می‌شود. نگارنده معتقد است بازارهای مالی نیازمند تنظیم مقررات و قوانین هستند. بروز بحران اخیر نیز به‌خوبی صحت این ادعا را به اثبات رساند. در ادامه استیگلیتز با بیان انگیزه‌های ناقص و حاكمیت شركتی در بازارهای مالی این بازارها را به بوته نقد می‌گذارد. او همچنین یكی از مشكلات اصلی بازارهای مالی را كه در بروز بحران موثر بوده است عدم شفافیت معرفی می‌كند. او معتقد است برقراری شفافیت با توجه به محصولات پیچیده بازارهای مالی بسیار پیچیده و دشوار است. ریسك‌پذیری افسار گسیخته این بازارها و محصولات و ابداعات نوآوارانه آنها مشكل دیگری است كه استیگلیتز به خوبی به آن اشاره می‌كند. یكی از محاسن كتاب و بخصوص این فصل، بیان راهكارها و پیشنهادات در خلال بیان مطالب و انتقادات است.
فصل هفتم با عنوان «نظم نوین سرمایه‌داری» به بررسی بازسازی و بازببینی نظام سرمایه‌داری می‌پردازد. بازسازی اقتصاد به خودی خود شكل نخواهد گرفت. دولت باید نقش محوری در این مورد اجرا كند.  از همین رو در این فصل نویسنده ابتدا به بیان ضرورت بازسازی نظام اقتصادی و چشم‌اندازها و چالش‌های نظام اقتصادی می‌پردازد. پس از مشخص شدن ضرورت بازسازی اقتصاد و چشم انداز پیش‌رو، نقش دولت در این بازسازی بررسی شده است. در ادامه مطالب فصل به وظایف دولت در بازسازی اقتصاد از جمله حفظ اشتغال كامل و تدارك تامین اجتماعی پرداخته شده است.
هدف نویسنده در فصل هشتم كتاب بیان این نكته است كه بین مفهوم بهبود و بازگشت اقتصاد از ركود تا شكوفایی اقتصادی فاصله وجود دارد و به اصطلاح تفاوت از زمین تا آسمان است. استیگلیتز در این فصل به این موضوع می‌پردازد كه ممكن است شرایط بازگشت اقتصاد از ركود را ایجاد كرده باشیم اما هنوز برای اینكه به شكوفایی اقتصاد بازگردیم مسیر طولانی در پیش است. او فصل را با بررسی جهانی شدن و واكنش‌های ناموفق جهانی در بحران اقتصادی آغاز می‌كند. در ادامه بحث بی‌اعتمادی نسبت به سرمایه‌داری به سبك آمریكایی را بررسی می‌كند. بررسی نظم نوین جهان و تغییراتی كه به سبب بحران اقتصادی در جهان شكل خواهد گرفت از دیگر مطالب این فصل از كتاب است.
فصل نهم با عنوان اصلاحات در علم اقتصاد به بررسی نقش اقتصاد آزاد در شكل‌گیری بحران اقتصادی و اصلاحاتی كه باید در آن انجام شود می‌پردازد. الگوی حاكم در زمان بحران بزرگ این بود كه بازارها كارا و خودتنظیم‌اند اما پس از بروز بحران این عقیده به چالش جدی كشیده شد و این عقیده محل نزاع اقتصاددانان مختلف قرار گرفت. از سوی دیگر جریان اصلی علم اقتصاد بیش از 100 سال تحت سیطره مدل تعادل عمومی والراس بود. در ادامه نگرش تعادل عمومی و شكست بازار مورد ارزیابی قرار گرفته است.
بحران اخیر باعث شد تا نادرستی جنبه‌های مختلف اقتصاد نئوكلاسیك مورد تایید قرار گیرد و مدل نئوكلاسیك با شكست مواجه شود. از جمله مطالب مهم این فصل بررسی مفهوم انسان اقتصادی در نظریه‌ها و الگوهای اقتصادی است. نگارنده پس از تبیین مفهوم انسان اقتصادی عقلایی، پیامدها و آثار اعتقاد به چنین انسانی را تبیین می‌كند.
در بطن جریان مسلط علم اقتصاد شاخه‌های متعددی وجود دارند كه به موضوعات خاصی می‌پردازند. جنگ باورهایی كه در اقتصاد رخ داده است در بحث‌ها و مشاجره‌های بی‌شماری در میان هر یك از این زیرشاخه‌ها بازتاب داشته است. در خاتمه این فصل نگارنده به توضیج چهار نمونه از چنین برخوردها در چهار حوزه اقتصاد كلان، سیاست پولی، مالیه و اقتصاد اختراعات و ابداع‌ها می‌پردازد.
نویسنده در فصل پایانی كتاب هدفی ساده اما بسیار مهم را دنبال می‌كند. هدف این فصل درس گرفتن از پیامدهای ناگوار و انعكاس اعمالمان است. استیگلیتز این فصل را با بیان تاثیر نظام بازار بر ارزش‌های انسانی و تغییرات ارزش‌ها آغاز می‌كند. او معتقد است به ندرت به بحران اخلاقی‌ای كه بر اثر نظام بازار ایجاد شده است پرداخته شده است. او بصورت اجمالی به این بحران می‌پردازد و بیان می‌كند كه علم اقتصاد ناخواسته بهانه لازم در مورد چنین بی‌مسئولیتی اخلاقی را فراهم می‌كند. خاتمه بخش مطالب فصل بررسی معیار سنجش اقتصاد و رفاه اجتماعی است. نویسنده بحث نسبتاً جامعی پیرامون معیار سنجش رفاه و ارزش‌های موثر بر آن انجام می‌دهد.