جواب كلی این است كه افزایش نقدینگی واقعی بسیار كمتر از ظاهر آن است! عمده افزایش نقدینگی ظاهری به علت كاهش ارزش پول در چند سال اخیر است و بنابراین افزایش نقدینگی چندانی صورت نپذیرفته است. اگر میزان نقدینگی را به دلار تبدیل نماییم میزان افزایش نقدینگی بین سالهای 90 تا 95 بهتر مشخص می شود.

پاسخ به این سوال در چند نكته ذیل منعكس می شود:

الف) روش افزایش نقدینگی در كشور در دوران كنونی:
1) تبدیل سپرده های دیداری به سپرده های مدت دار كه با توجه به اینكه نرخ ذخیره قانونی كمتری دارند  ظرفیت خلق پول بانكها را افزایش داده است.
2) برداشت بانكها از منابع بانك مركزی به علت مشكلات نقدینگی كه پایه پولی را افزایش می دهد و به خلق پول می انجامد.
ب) جهش قیمت ارز در سنوات گذشته و تورم متعاقب آن باعث كاهش ارزش ریال در برابر سایر ارزها شده است. بنابراین ریال بیشتری برای نیازهای ارزی خلق گردید. اگر به این نكته توجه كنیم ترازنامه بانكها از نظر ریالی رشد كرده است اما اگر آن را تبدیل به دلار یا یورو نماییم و با سنوات قبل مقایسه نماییم رشد چندانی حاصل نشده است! باید توجه كرد كه كشورمان عمدتا صادركننده مواد خام و واردات كننده اقلام سرمایه ای و مصرفی است بنابراین  حجم منابع ریالی بر مبنای ارزش آن در مقابل ارزهای جهانی تعیین می شود.
ج) تورم حاصل از افزایش حجم پول در بلند مدت اثر می گذارد. چراكه این حجم پول فعلا در ترازنامه بانكها منعكس شده است و هنوز وارد چرخه مالی مصرف كنندگان نهایی كالا و خدمات وارد نشده است. باید توجه داشت كه اقتصاد ایران به شدت متمركز است و بانكها گرایش به تامین مالی طرح های كلان دارند.  تزریق اعتبارات كلان به طرح های كلان تدریج وارد سایر بخشها می شود و با توجه به اینكه اكثر افراد كشور كه مصرف كننده كالاها می باشند و می توانند تقاضا برای كالا ایجاد نمایند به علت دریافت دستمزد ثابت (اقتصاد مزدور محور) فعلا دسترسی به این وجوه ندارند، بنابراین تورمی فعلا متصور نیست.
د) تداوم واردات كالا و نیز مقداری سركوب تقاضا به علت شوك تورمی گذشته باعث تعادل قیمتها در دوران كنونی شده است.