دكتر سید‌مهدی زریباف به هدف اصلی نگارش این کتاب اشاره کرد و به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: بررسی علم اقتصاد از منظر روش‌شناسی و همچنین شناخت و تحقیق درباره علم اقتصاد در بستر روش‌شناسی در حوزه علوم اجتماعی از اهداف اصلی نگارش این کتاب به‌شمار می‌آید. 

وی افزود: با مطالعه کتاب «تحلیلی بر سیر شناخت و روش‌شناسی علم اقتصاد»، می‌توان بهتر از پیش بنیان‌های علم اقتصاد را شناخت و با زاویه دید گسترده‌تری به این علم نگاه کرد. 

کتاب «تحلیلی بر سیر شناخت و روش‌شناسی علم اقتصاد»، در چهار بخش پیدایش و بنیانگذاری علم اقتصاد، روش‌شناسی علوم اجتماعی، نظریه‌سازی در اقتصاد و بررسی علم اقتصاد مدرن از دیدگاه روش‌شناسی به معرفی و بررسی وسیع علم اقتصاد پرداخته و آن را از زوایای مختلف و از دیدگاه‌های گوناگون تحلیل می‌کند. 

بخش اول کتاب در دو فصل، به تشریح علم اقتصاد از آغاز پیدایش در قرن هفدهم با بررسی آرای نظریه‌پردازان اولیه، می‌پردازد و در ادامه چگونگی بنیانگذاری اقتصاد کلاسیک در قرن هجدهم توسط آدام اسمیت توضیح داده می‌شود. 

در بخش دوم، ماهیت روش‌شناسی در علوم اجتماعی، اهمیت روش‌شناسی و علل پیدایش مکاتب مختلف علوم اجتماعی بررسی می‌شود. در این بخش روند تاریخی شکل‌گیری نظریه‌های مطرح شده در این حوزه توضیح داده می‌شود و با طرح نظریه‌های مختلف، مورد واکاوی دقیق و نقد قرار می‌گیرند. 

بخش سوم کتاب «تحلیلی بر سیر شناخت و روش‌شناسی علم اقتصاد»، به نظریه‌سازی در اقتصاد، اختصاص دارد و مفاهیم وابسته به این مقوله، تعریف و معرفی شده و اهمیت و کاربرد هر یک از این مفاهیم در نظریه‌پردازی بررسی می‌شود. ادامه این بخش کتاب به ارزیابی نظریه‌ها از زوایای مختلف می‌پردازد. 

بررسی علم اقتصاد مدرن از دیدگاه روش‌شناسی، عنوان بخش بعدی کتاب است. در این بخش، ضمن ارایه مقدمه‌ای از مفهوم اقتصاد اثباتی و توضیح معنای آن، روش اثباتی علم اقتصاد مدرن از دیدگاه اقتصاد‌دانان، مورد واکاوی قرار گرفته و آرای نظریه‌پردازان و اندیشمندان مختلف درباره این مفهوم بررسی و مقایسه شده است. 

دیگر بحث محوری و مهم در بخش چهارم کتاب، حوزه ارزشی اقتصاد است. در این قسمت، مفهوم ارزش در علوم اجتماعی، قضاوت ارزشی در علوم اجتماعی، ظهور ارزش و منطق در تعریف فلسفه اقتصاد و جهت‌دار بودن پدیده‌های عینی اقتصادی بحث شده است. 

مدل ایده‌آل و اقتصاد انسانی، آخرین مبحثی است که در بخش پایانی کتاب مطرح و درباره آن بحث شده است. در این قسمت از کتاب آمده است: «نکته اساسی در مفهوم انسان اقتصادی، این ادعا است که ما نمی‌توانیم خود کنش‌ها و اعمال را مشاهده کنیم. آن‌چه مشاهده می‌شود، رفتار اقتصادی انسان نیست بلکه نتایج رفتارها و تصمیم‌هایی است که انسان‌ها، اتخاذ می‌کنند.» 

مسعود درخشان در بخشی از دیباچه کتاب «تحلیلی بر سیر شناخت و روش‌شناسی علم اقتصاد» آورده است: «نتایج و دستور‌العمل‌های صادر شده از سوی نهادهای نظریه‌پردازی در اقتصاد سرمایه‌داری، عینا برای اجرا به کشورهای در حال توسعه ابلاغ شده و می‌شود.»