پس از قرنها مبادله و تجارت بین مردم، طلا و نقره به عنوان بهترین پول شناخته شد چرا كه برای همه ارزشمند بود و با گذشت زمان ارزش خود را حفظ می كرد و به سادگی به اجزاء كوچك تقسیم می شد، و تا سال 1970 پشتوانه پول بود اما به علت اثرات جنگهای جهانی و ضعف مدیریت بانكهای مركزی به كنار نهاده شد و جهان شاهد تورم ، افزایش اختلاف طبقاتی و بحرانهای اقتصادی عمیق تر شد.
 طلا و نقره حجم ثابتی در جهان دارند ، برخی از اندیشمندان اقتصاد پولی  بر این باور بودند كه طلا نمی تواند پول باشد چرا كه با توسعه اقتصادی قابل زیاد شدن نیست. اما این باور غلط است چرا كه با توسعه اقتصادی كالاها و خدمات بهتر جایگزین قبل از خود شده و قیمتها نیز كاهش می یابد و نیازی به افزایش حجم پول نیست. همچنین افزایش حجم پول قیمتها را بالاتر می برد و عملا اثر اقتصادی ندارد چرا كه نقش واسطه دارد. در دوران كنونی بعد از وقوع بحرانهای مالی و اقتصادی جهان و زیر سوال رفتن بانكهای مركزی در عدم كنترل و نظارت بر بحران بحث پشتوانه پولی طلا (نظام استاندارد طلا) دوباره مطرح شد كه نمونه آن توسط آقای آلن گرینسپن رئیس سابق فدرال رزرو بود و وی اعتراف كرد كه بانكهای مركزی موفق در كنترل تورم  بانكهایی هستند كه هنوز استاندارد طلا را شبیه سازی می كنند. بنابراین نظام پولی بر مبنای استاندارد طلا می تواند جلوی نوسانات شدید پولی را بگیرد و باعث كاهش سفته بازی و سرمایه گذاریهای كم ارزش در اقتصاد شود.