نروژ پنجمین كشور صادركننده نفت دنیا است و درآمد سالانه نفتش حدود 40 میلیارد دلار است، اقتصاد نروژ البته تنها مبتنی و متكی بر نفت نیست. در همه تحقیق‌های بین‌المللی درباره نابرابری درآمدی كشورها، نروژ در صدر كشورهایی است كه نابرابری درآمدی ندارند. ثروت در این كشور به صورت عادلانه و یكپارچه میان مردم توزیع می‌شود.

كریستین میدتوی، سرآشپز یك مهدكودك در مركز شهر اسلو در نروژ است. او یك آشپز معمولی نیست بلكه سرآشپزی است كه در پخت غذاها تخصص ویژه دارد و مخاطبانش كودكان یك تا 6 سال هستند. او همه سعی‌اش را می‌كند تا مخاطبانش راضی و خشنود باشند.

اینجا نروژ است، چهارمین كشور ثروتمند دنیا، كشوری كه 80 درصد هزینه مهدكودك‌ها را دولت به‌صورت یارانه پرداخت می‌كند. به همین خاطر والدین می‌توانند ماهی 116 دلار اضافه بر شهریه مهدكودك، برای حضور یك سرآشپز حرفه‌ای برای كودكانشان بپردازند. به ویژه اگر بدانید كه حقوق ماهانه مردم نروژ 50 درصد از متوسط كشورهای عضو اتحادیه اروپا بالاتر است. نروژ عضو اتحادیه اروپا نیست

اینكه نروژ آنقدر ثروتمند باشد نكته عجیبی نیست. نروژ پنجمین كشور صادركننده نفت دنیا است و درآمد سالانه نفتش حدود 40 میلیارد دلار است، اقتصاد نروژ البته تنها مبتنی و متكی بر نفت نیست. در همه تحقیق‌های بین‌المللی درباره نابرابری درآمدی كشورها، نروژ در صدر كشورهایی است كه نابرابری درآمدی ندارند. ثروت در این كشور به صورت عادلانه و یكپارچه میان مردم توزیع می‌شود

 این توزیع عادلانه ثروت در جامعه، نكته‌ای است كه نروژ را از دیگر كشورهای نفتی جهان منحصربه‌فرد و مجزا می‌كند، اما نروژ چطور ثروت نفتش را مدیریت می‌كند؟

تا سال 1969 یعنی قبل از آنكه نفت كشف شود، استاوانگر كه اكنون بندر نفتی در دریای شمال و پایتخت نفتی نروژ است، یك شهر ماهیگیری بود كه مهم‌ترین و هیجان‌انگیز اخبارش به فصل ماهیگیری مربوط می‌شد. كاهش شدید منابع شیلات دریای شمال در سال 1870، این شهر و كل نروژ را تحت تاثیر قرار داد. جریان پرشتاب صنعتی‌شدن همسایگان نروژ باعث این كاهش منابع شیلات شده‌بود. این وضعیت برای مدتی ادامه داشت تا اینكه نفت همه چیز را تغییر داد

در سال 1960 و قبل از اكتشاف نفت، استاندارد زندگی در نروژ 30 تا 40 درصد پایین‌تر از سوئد و دانمارك بود. اكنون اما استاندارد زندگی بسیار بالاتر از این كشورهاست. شهر استاوانگر از یك شهر 90 هزار نفری در دهه 1960 به یك مركز استان با جمعیتی بالغ بر 204 هزار نفر تبدیل شد. نفت این شهر را كاملا تغییر داد، به طوری‌كه محل پهلوگیری و رفت‌وآمد كشتی‌های نفتی شد، دانشگاهی با ظرفیت 10 هزار دانشجو در آن ساخته شد و صاحب چندین سالن كنسرت و موزه شد. در نقاط دیگر ساحل غربی نروژ كه 70 چاه نفتی در آن واقع است هم به همین صورت پیشرفت و تحول صورت گرفت

 

بیماری هلندی

صنعت نفت به یك باره و از همان ابتدا، نروژ 5 میلیون نفری را ثروتمند و كامیاب نكرد. نروژ هم مانند دیگر كشورهای نفتی، به بیماری هلندی مبتلا شد. این عبارتی است كه به زیان اقتصادی ناشی از وابستگی به نفت به نهادها و ساختار اقتصاد و سیستم صادرات و واردات كشورها گفته می‌شود. چون ابتدا این زیان در هلند كشف شد و مورد بررسی قرار گرفت نامش به بیماری هلندی موسوم شد.

 در شهر استاوانگر مردی زندگی می‌كند كه از ابتدا شاهد تاریخچه نفتی نروژ بوده است. او یك عراقی به نام فاروق القسیم است كه كارش با نفت را در بصره و به عنوان زمین‌شناس نفتی شروع كرد، اما در 30 سالگی به همراه همسر نروژی‌اش برای درمان پزشكی پسرش به نروژ رفت. در سال 1968 وقتی او به نروژ رفت، در وزارت نفت مشغول به كار شد. این شغل دائمی شد و او از سال 1973 تا 1991 مدیریت منابع نفتی نروژ را به عهده داشت. بعد هم بازنشسته شد و به كار مشاوره نفتی در سطح بین‌المللی پرداخت. او زمانی را كه اولین اكتشافات نفتی در نروژ صورت گرفت و واكنش مردم این كشور را به یاد می‌آورد.

مردم از درآمد سرشاری كه این مایع سیاه می‌توانست برای كشورشان به همراه بیاورد، خشنود بودند. پول نفت مستقیما به بودجه دولت راه یافت و هزینه‌ها بالا رفت، اما در سال 1972 معلوم شد كه اقتصاد دچار مشكل شده‌است. نروژ چهار سال به بیماری هلندی مبتلا شد. دستمزدها بالا رفته‌بود، كارخانه‌ها در رقابت با صنعت نفت، كارگران خود را از دست می‌دادند و خارجی‌ها برای سرمایه‌گذاری در صنعت نفت نروژ هجوم می‌آوردند. این هجوم ارزش پول نروژ را بالا برد و به همین خاطر مصرف‌كنندگان كالاهای صادراتی نروژ توان خرید این كالاها را نداشتند.

واكنش اولیه دولت، تقسیم یارانه نفتی میان مردم بود، اما در سال 1976، دولت نروژتصمیم گرفت كه جلوی این روند را بگیرد. دولت متوجه تخریب‌های ناشی از سونامی پول نفت شده بود. دولت نروژ تصمیم گرفت كاری را بكند كه دیگر دولت‌های نفتی آن زمان مانند عراق یا دیگر كشورهای خاورمیانه هیچ گاه نكردند. دولت عمدا مسیر ورود پول نفت به اقتصاد را بست. دولت نروژ ابتدا همه مزایا و اضافه درآمد شركت‌های نفتی را جمع كرد و آن را در زمینه اكتشاف و تحقیق برای تولید نفت بیشتر سرمایه‌گذاری كرد. در سال 1995، سیل درآمدهای نفتی بیشتر شد.

به همین خاطر دولت نروژ صندوقی مخصوص برای جمع‌آوری درآمدهای مازاد نفتی تاسیس و اعلام كرد كه این دارایی نسل آینده نروژی‌هاست. دولت خودش را از دست زدن به این صندوق منع كرد و قرار شد كه تنها 4 درصد از درآمدهای نفتی در داخل هزینه شود و بقیه این پول صرف سرمایه‌گذاری در خارج برای خرید سهام شركت‌های سودده جهانی یا طرح‌های پرسود شود. درواقع دولت نروژ پول نفت را به تبعید فرستاد

نتیجه این شد كه درآمدهای نفتی نروژ از سال 1995 به جای آنكه مستقیما به سمت اقتصاد روانه شود، در صندوقی جمع شود كه اكنون ارزش آن به 890 میلیارد دلار رسیده‌است. این یعنی سهم هر شهروند نروژی در این صندوق معادل 170 هزار دلار است. بخشی از این پول البته صرف دوران بازنشستگی نروژی‌ها می‌شود چون نروژ با رشد جمعیت سالمند روبه‌رو است، اما هدف اصلی این صندوق، اطمینان از عدم وابستگی اقتصاد نروژ به پول نفت و برنامه‌ریزی برای روز مبادایی است كه نفت تمام شود یا قیمتش مانند این روزها، به شدت كاهش یابد. این تئوری به خوبی جواب داده‌است

اگر از شهر نفتی استاوانگر 45 دقیقه رانندگی كنید و دورتر بروید، به مزرعه پرورش ماهی سالمون می رسید. نروژ دومین صادركننده محصولات دریایی در جهان است.

  نروژ در رده‌بندی‌های جهانی، از نظر اعتماد میان شهروندان و دولت همواره در رده نخست قرار داشته‌است. یكی از دلایل این اعتماد، نحوه مدیریت درآمد و ثروت نفت و این كشور در سال‌های اخیر به‌گونه‌ای بوده كه این ثروت برای نسل‌های بعدی هم باقی بماند.   


منبع  : مشرق