نرخ بالای سود بانکی، ربا و ورشکستگی

1. نرخ بالای پول به دو عامل عمده باز می گردد که مهمترین عامل آن رشد حجم پول بیش از ظرفیت واقعی اقتصاد است. با این توضیح که افزایش حجم پول بدون اینکه تولیدی افزایش یافته باشد تورم را نوید می دهد که خود عامل تعیین نرخ سود در نظام بانکی خواهد شد. در ایران میزان تحویل ارزهای نفتی به بانک مرکزی و پرداخت ریال آن به دولت بیشترین تاثیر را در افزایش حجم پول بیش از ظرفیت تولید دارد. افزایش پول به صورت مستمر و بیش از ظرفیت مولد اقتصاد باعث کاهش قدرت خرید پول و تورم می شود و نرخ سود بالا این کاهش ارزش پول را در برابر سایر کالا ها نشان می دهد.

دومین عامل مهم در بالا بودن نرخ سود بانکی عدم گردش کافی پول در اقتصاد است که آن نیز به بی انضباطی در پرداخت و دریافت اقساط تسهیلات باز می گردد که باعث رشد شدید مطالبات غیرجاری و استمهال مداوم تسهیلات در نظام بانکی ایران شده است.

2. مفهوم ربا به معنی عدم جواز در دریافت سود ثابت از قبل تعیین شده در هر قراردادی نیست. بلکه ربا فقط در قرار داد قرض با سود وجود دارد. در نظام بانکی ایران قرارداد قرض فقط در قرض الحسنه تعریف شده است. سایر قرار دادهای با سود ثابت معین در نظام بانکی ایران قرض نیستند و بلکه تحت عناوینی مانند اجاره، فروش اقساطی ، مرابحه و غیره می باشند.

3. اما به هر روی رشد پول بیش از اندازه ظرفیت مولد اقتصاد و مدیریت و نظارت ضعیف بر پرداخت و دریافت وجوه ، محیط رشد ربا و صوری شدن قراردادهای بانکی را فراهم آورده و علاوه بر آن تورم های شدید دوره ای و رکود متعاقب آن را نیز به دنبال دارد که می تواند اقتصاد مولد را به تدریج از بین برده و کشور را نیازمند واردات روز افزون نماید.

4. در دنیای مدرن فعلی نرخ پول با چند راهکار کاهش و به نزدیک صفر و یا حتی منفی رسیده است:

الف) کنترل حجم پول متناسب با رشد واقعی اقتصاد. حداقل کاربرد آن برای کشوری با شرایط ایران جدایی درآمدهای نفتی از منابع بانک مرکزی و عدم نشر پول متناسب با آن است. مثال بارز آن کشور نروژ است.

ب) کنترل حجم پول بر مبنای ارزشهای عینی و عدم اکتفا به قضاوت های ذهنی اقتصاددانان در بانک مرکزی.  توضیح کوتاه اینکه پول در دنیای امروز به ظاهر بدون پشتوانه است یعنی اولا پول خود کالای ارزشمند نیست و دوما با ارائه هر واحد پول به بانک های مرکزی مقدار ثابتی طلا یا نقره تحویل نمی دهند. اما اقتصاد ارتباط تنگاتنگی با ماهیت رفتار های انسانی دارد.  امروزه در خصوص پول این نکته وجود دارد که انسان در مقابل پول با ارزش ذاتی مانند پول طلا رفتار واقع گرایانه تری دارد و بنابراین اقتصاد بر مبنای آن به صورت پایدارتر و با تورم و رکود کمتری حرکت می نماید. بنابراین هر چند پول به ظاهر بدون پشتوانه است اما بانکهای مرکزی پیشرفته جهان سعی می کنند شرایط پول با پشتوانه را شبیه سازی نمایند. که البته چون شبیه سازی است، دنیا بازهم دچار بحران می شود که نمونه بارز آن در سال 2008 دیده شد. رک سخنان آلن گرین اسپن رئیس اسبق فدرال رزرو آمریکا.

ج) گردش پول در فضای رقابتی بین بانکها با نظارت و شفافیت دقیق  که ثمره آن رسیدن به موقع پول به تولید و کاهش معوقات بانکی است. 

5. در نظام بانکی ایران پس از انقلاب برای رهایی از ربا به عقود بانکی و سازو کار پرداخت و دریافت پول توجه شد اما به خود ماهیت پول توجه چندانی نشد. اگر ارتباط پول با درآمدهای نفتی قطع می شد ، و حجم پول بر مبنای میزان طلا و یا اشیای گرانبها و نیز بررسی های دقیق اقتصادی از رشد تولید تعیین می شد ، هم ظرفیت مولد اقتصاد رشد پایداری می داشت و دچار تورم و رکود شدید دوره ای نمی شد و هم کمتر در دام ربا می افتاد. البته دولتی بودن نظام بانکی و ضعف نهادهای نظارتی نیز با کاهش شفافیت و نظارت از طرف دیگر شرایط امروز را بحرانی تر نموده است.

6. ورشکستگی برخی موسسات مالی و اعتباری واحتمال ورشکستگی چند بانک را در ایران بیشتر به علت ضعفهای نظارتی و سودگرایی عده ای از مردم معرفی می نمایند. اما از منظر کلانتر این نکته به رشد بی رویه پول در اقتصاد نیز باز می گردد.

7.درآمدهای طبیعی مثل نفت می تواند برخی عقب ماندگی را در اقتصاد کاهش دهد به شرط آنکه فقط برای ورود کالاهای سرمایه ای متناسب با نیاز واقعی استفاده شوند و مبنای نشر پول نباشند، نباشند و نباشند!!!

8. اولین و بالاترین وظیفه بانکهای مرکزی حفظ ارزش پول ملی است. در حالتی که دارایی های بانک مرکزی با درآمدهای نفتی ارتباط داشته باشد انجام این وظیفه مانند مثل کج دار و مریز است! اگر استقلال بانک مرکزی مدنظر است، نقطه شروع آن استقلال منابع آن از درآمدهای نفتی است.

9.تورم های دوره ای و نوسانات شدید ضمن از بین بردن ظرفیتهای تولیدی، محیط را برای گسترش سفته بازی، فساد، زدو بند، قاچاق و واردات بی رویه و حتی ربا و صوری شدن قرار دادهای بانکی آماده می کند که حداقل اثر آن این است که افراد برای حفظ ارزش پول خود به هر وسیله ای ممکن است روی آورند. در چنین شرایطی تدوین آئین نامه ها، مقررات و چند برابر کردن افراد و سازمانهای نظارتی نیز ممکن است چندان سودمند نباشد. اگر رشد پول به همین رویه ادامه یابد هر چقدر هم جلوی موسسات پولی غیر مجاز گرفته شود و نظارت بیشتری بر بانکها شود ممکن است باز کافی و مؤثر نباشد. به عبارت دیگر اگر هدف تقویت بعد نظارتی بانک مرکزی بر بانکها، موسسات مالی و اعتباری، صرافی ها و لیزینگها است این بعد نظارتی اول از مدیریت پول و رفع نقصان بزرگ نظام پولی آغاز می شود که ماموریت اصلی بانک مرکزی است.

10.هر اقتصادی توان و ظرفیتی دارد و رشد پایدار و مستمر آن درونی است. مانند خود انسان و جامعه که بتدریج رشد می کند و ظرفیتش افزوده می شود. اگر بیش از بلوغ فکری یک فرد پول و امکانات در اختیارش باشد، نه تنها این امکانات باعث رشد وی نخواهد شد بلکه ممکن است باعث سقوط گردد. تزریق پول زیادی در اقتصاد قبل از آن که نظام راهبری شرکتی، شفافیت و نظارت در اقتصاد رشد کند باعث بی انضباطی، رانت، مصرف گرایی، قاچاق، واردات بی رویه و در نهایت سقوط فرهنگی خواهد شد!!!

به کانال پول پرقدرت بیپوندید: